چرا جهان به سمت خودروهای برقی می‌رود؟

Electric-Car-Sales

به گزارش ویکی تک پلاس، برقی‌سازی صنعت خودرو در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین روندهای تحول‌آفرین در اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ روندی که در ظاهر با شعار کاهش آلایندگی و مقابله با تغییرات اقلیمی معرفی می‌شود، اما بررسی‌های تخصصی نشان می‌دهد این تحول در عمل چیزی فراتر از یک پروژه محیط‌زیستی است. گزارش جدید مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با عنوان «چرخش‌های تحول‌آفرین فناوری در صنعت خودرو تصریح می‌کند که حمایت گسترده کشورها از خودروهای برقی نه فقط یک انتخاب فناورانه، بلکه بخشی از رقابت اقتصادی، صنعتی و ژئوپلیتیکی قدرت‌های جهانی برای تسلط بر آینده زنجیره ارزش صنعت خودرو است.

در این گزارش تأکید شده است که رشد جمعیت و توسعه فعالیت‌های اقتصادی در جهان، تقاضا برای حمل‌ونقل را به شکل چشمگیری افزایش داده و استمرار الگوی سنتی مبتنی بر خودروهای سوخت فسیلی، علاوه بر تشدید آلودگی هوا و افزایش هزینه‌های سلامت، موجب اتلاف منابع انرژی و افزایش وابستگی کشورها به نفت و گاز شده است. به همین دلیل، کاهش آلایندگی در بخش حمل‌ونقل به یکی از اولویت‌های فوری سیاستگذاری جهانی تبدیل شده و خودروهای برقی به عنوان یکی از گزینه‌های کلیدی در مسیر گذار به توسعه پایدار مطرح شده‌اند.

با این حال، گزارش هشدار می‌دهد که برقی‌سازی حمل‌ونقل در صورتی می‌تواند اثر واقعی زیست‌محیطی داشته باشد که شبکه تولید برق نیز هم‌زمان به سمت منابع پاک حرکت کند. در غیر این صورت، شارژ خودروهای برقی با برق تولیدشده از سوخت‌های فسیلی، عملاً بخشی از آلایندگی را از اگزوز خودرو به نیروگاه‌ها منتقل می‌کند و اهداف کاهش کربن را تضعیف خواهد کرد. افزون بر این، هزینه بالای تولید خودروهای برقی، نیاز به توسعه زیرساخت شارژ، و تمرکز زنجیره تأمین باتری در چند کشور محدود، از چالش‌های اصلی این گذار در سطح جهانی معرفی شده است.

برای تحلیل سیاستگذاری خودروهای برقی سه سطح را مطرح است:  نخست سطح «چیستی» که شناخت دقیق ابعاد فنی، اقتصادی و زیست‌محیطی فناوری و واقعیت‌های بازار جهانی را دربر می‌گیرد، دوم سطح «چرایی» که به بررسی انگیزه‌ها و منطق سیاستی کشورهای پیشرو می‌پردازد و سوم سطح «چگونگی» که طراحی و اجرای سیاست‌های اجرایی و تنظیم‌گری را شامل می‌شود.

براساس این چارچوب،  روند سیاستگذاری در ایران بدون عبور منسجم از سطح «چرایی» شکل گرفته و همین مسئله موجب پراکندگی تصمیم‌ها، تداخل نهادی و نبود انسجام در سیاست‌های اجرایی شده است.

یکی از محورهای اصلی گزارش، تحلیل تطبیقی سه بازیگر بزرگ و اثرگذار یعنی چین، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که برقی‌سازی در هر یک از این مناطق تابع اهداف و منطق متفاوتی است. اتحادیه اروپا برقی‌سازی را در درجه نخست به عنوان ابزاری برای تحقق تعهدات اقلیمی و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای دنبال می‌کند. این منطقه با هدف دستیابی به کربن صفر تا سال ۲۰۵۰، سیاست‌های سخت‌گیرانه زیست‌محیطی را در دستور کار قرار داده و تلاش دارد صنعت خودرو را به سمت فناوری‌های پاک هدایت کند.

با این حال، گزارش اشاره می‌کند که صنعت خودروسازی اروپا در سال‌های اخیر با مشکلات جدی روبه‌رو شده است؛ از جمله کاهش فروش خودروهای برقی در سال ۲۰۲۴ و فشار ناشی از جریمه‌های آلایندگی که حتی برخی جریان‌های سیاسی در اروپا را به سمت درخواست بازنگری در اهداف سخت‌گیرانه سوق داده است.

در مقابل، ایالات متحده آمریکا مسیر متفاوتی را دنبال می‌کند. گزارش نشان می‌دهد انگیزه اصلی آمریکا در حمایت از خودروهای برقی بیش از آنکه محیط‌زیستی باشد، به احیای تولید داخلی، کاهش وابستگی به واردات و تقویت اشتغال مرتبط است. آمریکا تلاش می‌کند با توسعه فناوری‌های جدید و زیرساخت‌های شارژ، جایگاه خود را در رقابت صنعتی آینده حفظ کند، اما یکی از ویژگی‌های مهم سیاستگذاری در این کشور، ناپایداری و وابستگی شدید آن به تغییر دولت‌ها است. در گزارش اشاره شده که پس از آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ در سال ۲۰۲۵، سیاست فدرال آمریکا از مسیر حمایت گسترده و سخت‌گیری‌های زیست‌محیطی به سمت مقررات‌زدایی و کاهش برخی مشوق‌ها حرکت کرده و همین مسئله باعث پیچیده‌تر شدن آینده برقی‌سازی در این کشور شده است.

اما مهم‌ترین و اثرگذارترین بازیگر در این تحول، چین معرفی شده است. گزارش تأکید می‌کند چین نه تنها بزرگ‌ترین بازار خودروهای برقی جهان است، بلکه در تمامی سطوح زنجیره ارزش، از استخراج مواد اولیه و تولید باتری تا طراحی، تولید انبوه و صادرات خودرو، نقش تعیین‌کننده دارد.

براساس تحلیل ارائه‌شده، نفوذ چین در صنعت خودروهای برقی صرفاً ناشی از هزینه پایین تولید نیست، بلکه نتیجه برنامه‌ریزی منسجم و راهبردی است که خودروهای برقی را به یک پروژه صنعتی-ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است. در واقع چین توانسته از برقی‌سازی به عنوان ابزاری برای تثبیت برتری فناورانه و اقتصادی خود استفاده کند و به همین دلیل، بسیاری از کشورها در حال بازتعریف سیاست‌های صنعتی خود برای کاهش وابستگی به چین یا ورود به همکاری‌های هدفمند با این کشور هستند. گزارش حتی تصریح می‌کند که چین در عمل به «پاسخ اصلی چرایی خودروهای برقی» تبدیل شده، زیرا همین برنامه‌ریزی و سیاستگذاری چین موجب شتاب‌گیری و تغییر مسیر صنعت خودرو در جهان شده است.

به صورت کلی صنعت خودروهای برقی به دلیل ماهیت زنجیره تأمین خود، به شدت بین‌المللی و درهم‌تنیده است. باتری به عنوان قلب فناوری خودروهای برقی، نیازمند مواد معدنی خاص و فناوری‌های پیشرفته‌ای است که در اختیار تعداد محدودی از کشورها قرار دارد. همین تمرکز باعث شده است که برقی‌سازی به میدان جدیدی از رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شود؛ رقابتی که در آن کشورها تلاش می‌کنند کنترل بیشتری بر استخراج مواد معدنی، تولید باتری و فناوری‌های کلیدی داشته باشند. بر همین اساس هیچ کشور یا تولیدکننده‌ای به تنهایی نمی‌تواند بدون تعامل با شبکه جهانی سرمایه، فناوری و انرژی به نوآوری رقابت‌پذیر در این صنعت دست یابد.

در تحلیل مربوط به ایران، کشورهایی مانند ایران که با یارانه‌های گسترده انرژی، ناترازی برق، محدودیت‌های فناورانه و تحریم‌های اقتصادی مواجه هستند، اگر بدون تحلیل دقیق هزینه فایده و بدون راهبرد ملی وارد مسیر برقی‌سازی شوند، ممکن است با هزینه‌های سنگین اقتصادی و صنعتی روبه‌رو شوند. در واقع، برقی‌سازی در ایران صرفاً مسئله واردات خودرو یا نصب ایستگاه شارژ نیست، بلکه نیازمند اصلاحات ساختاری در بخش انرژی، بازنگری در سیاست‌های مالی و سرمایه‌گذاری، و ایجاد یک نظام حکمرانی هماهنگ و منسجم است.

مرکز پژوهش‌های مجلس در بخش پیشنهادها تصریح می‌کند که ایران باید راهبرد ملی خود را در پیوند با تحولات ژئوپلیتیک اقتصاد جهانی طراحی کند و همکاری فناورانه با چین را به عنوان یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر بپذیرد، اما این همکاری باید به گونه‌ای تنظیم شود که به ارتقای ظرفیت تولید داخلی منجر شود و کشور را به بازار مصرف صرف تبدیل نکند. همچنین گزارش بر ضرورت اصلاح ساختار انرژی، مدیریت ناترازی برق و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر تأکید دارد، زیرا بدون برق پاک و پایدار، برقی‌سازی حمل‌ونقل از منظر زیست‌محیطی دستاورد محدودی خواهد داشت.

از سوی دیگر سیاستگذاری ایران باید به جای تمرکز بر افزایش خودروهای شخصی برقی، به سمت توسعه حمل‌ونقل عمومی برقی از جمله اتوبوس‌ها و ناوگان شهری حرکت کند؛ زیرا این مسیر علاوه بر کاهش آلودگی شهری، عدالت حمل‌ونقل را نیز تقویت کرده و اثربخشی اقتصادی بیشتری در مقیاس ملی دارد. همچنین تأکید شده است که گذار موفق به حمل‌ونقل برقی نیازمند ابزارهای نوین تأمین مالی، جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و ایجاد منابع شفاف مالی برای توسعه زیرساخت‌ها است.

به صورت کلی برقی‌سازی حمل‌ونقل یک پروژه صرفاً فناورانه نیست، بلکه تصمیمی راهبردی و چندبعدی است که باید در چارچوب ملاحظات اقتصادی، صنعتی، ژئوپلیتیکی و اجتماعی کشور طراحی شود. به باور نویسندگان، کشورهایی در این گذار موفق خواهند بود که ضمن همسوسازی سیاست‌های داخلی با تحولات جهانی، ریسک‌های ژئوپلیتیکی زنجیره تأمین را مدیریت کرده و ظرفیت نوآوری پایدار خود را تقویت کنند. از این منظر، ورود ایران به این حوزه نیازمند عزم راهبردی، ثبات سیاستگذاری و طراحی مسیر بومی متناسب با واقعیت‌های کشور است؛ مسیری که اگر درست طراحی شود، می‌تواند به جای تبدیل شدن به یک پروژه پرهزینه و واردات‌محور، به فرصتی برای بازسازی صنعتی و ارتقای جایگاه ایران در زنجیره ارزش منطقه‌ای تبدیل شود.

لینک کوتاه:

https://www.wikitechplus.com//?p=39929

اشتراک گذاری:

جدیدترین شرکت های صنعتی

جدیدترین شرکت های فناور

جدیدترین سرمایه گذاران

مطالب پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *